مرضيه محمدزاده
974
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
تشويش و خوف و واهمه ، غمخوار بىكسان * اندوه و رنج و حسرت و غم ، يار اهل بيت خاشاك دشت مرهم اعضاى كشتگان * خوناب چشم شربت بيمار اهل بيت خفتى به خاك و خون تو و در ماتمت نديد * جز خوابِ مرگ ، ديدهى بيدار اهل بيت نگذاشت خصم سفله حجابى به هيچوجه جز گَردِ ماتم تو به رخسار اهل بيت * تنها نه خاكيان به تو جيحون گريستند * در ماتم تو جن و ملك خون گريستند خاكم به سر ، برآر سر از خاك و درنگر * تا بر تو آسمان و زمين چون گريستند تا برسنان ، سرت سوى گردون بلند شد * بر فرشيان ملايك گردون گريستند بر كشتگان كشتهى كوى تو ، كاينات * از زخم كشتگان تو افزون گريستند شد اين عزاى خاص چنان عام تا به هم * هشيار و مست و عاقل و مجنون گريستند آن روز ، خون خود به ركاب اركست نريخت در ماتم و عالمى اكنون گريستند * تا كربلا ز كوفه ، به خونريز يك بدن * پر تا به پر پياده و سر تا به سر سوار با دعوى خداى پرستى ، خداى سوز * وز التزام ظلم به رحمت اميدوار ذكر رسول بر لب و بغض ولى به دل * در چشمها كتاب عزيز ، اهل بيت خوار تا راز رزم و رسم جدل در جهان كه ديد * آيد برون برابر يك مرد صد هزار ؟ از تاب تشنه كاى او جاودان كم است * جو شد به جاى آب ، اگر خون ز چشمهسار زين غم مگر شكسته سراپاى آب نهر ؟ * بس تن برهنه سرزد ، بر سنگ آبشار او را به ياد وصل چو عشّاق ، دل قوى * و آنان به تاب هجر چو معشوق ، تن نزار اهل حرم چو جمع عزا سر به جيب غم * او در ميان چو شمع ، به رخساره اشكبار در ديده موج اشك و به دل كوههاى درد بر سينه خيل داغ و به لب نالههاى زار * آن نعش نازنين تو بىسر كجا رواست ؟ * وان سر جدا فتاده ز پيكر كجا رواست ؟ يك قلب و تيغها همه تا قبضه ، اى دريغ * يك جسم و تيرها همه تا پَر كجا رواست ؟ سرگشته خواهران تو را خسته دل ، فسوس * بستن به پيش چشم برادر ، كجا رواست ؟ فرزند اگر فرنگى و مادر اگر مجوس * قتل پسر ، برابر مادر كجا رواست ؟ زنهاى بىبرادر و اطفال بىپدر * خشم آزماى خصم ستمگر كجا رواست ؟ آن گونه تاب تشنگى ، آن طرفه قحط آب در حقّ خاندان پيمبر كجا رواست ؟ *